بیانیه نخستین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه کمیته اعطاء جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی در سال ۱۳۹۲

  1. پس از حمد و سپاس الهی، و سلام و صلوات به محضر پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و اله وسلم ) و اهل بیت مکرم و مطهر ایشان ( علیهم السلام ) خصوصاً حضرت بقیه الله الاعظم ( ارواح العالمین له الفدا )، در ابتدا لازم می دانیم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی و شهدای گرانقدر اسلام و انقلاب اسلامی به ویژه علماء و دانشمندان عزیزی که با نثار خون خود، درخت شجره طیبه ی اندیشه اسلامی را آبیاری کردند، درود بفرستیم به رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ( مدظله العالی) که شکل گیری این تجمعات نورانی و کوشش برای شکل گیری علوم انسانیِ اسلامی از ثمرات هدایت های حکیمانه ایشان می باشد.
  2. بدون تردید رشد و تعمیق اندیشه ی ناب اسلامی و حفاظت از سرمایه های فکری اسلام در طول تاریخ، مرهون کوشش های طاقت فرسا و مجاهدت های فراوان و خالصانه ی علماء و دانشمندان بزرگ در اعصار گوناگون می باشد. در برخی برهه های تاریخی، وجود دولت های خردمند و علم دوست در کنار حمایت های مادی و معنوی مسلمین، به بسط ید متفکرین اسلامی و گسترش و عُمق بخشی، و یا نشر و ترویج آثار علمی وسعت و سرعت بخشیده، و در برخی دیگر از مقاطع تاریخی، حضور دولت های خودکامه و ضد دین و یا غفلت مردم از اهمیت فوق العاده توسعه اندیشه اسلامی، علاوه بر ایجاد ضعف و کندی در حرکت علمی، علماء و دانشوران اسلامی را با انواع محدودیت ها و محرومیت ها روبرو ساخته است که صدها نمونه از آن در متون تاریخی ثبت و ضبط گردیده است. علی رغم همه این ها، با امداد الهی، و بنا بر وعده قطعی خداوند متعال در حفظ و صیانت از گوهر اسلام، هیچگاه محدودیت ها و محرومیت ها به توقف تلاش های اندیشمندان آزاداندیشِ جهان اسلام در جهت مراقبت و توسعه فکر اسلامی منجر نشده، و با توفیقات الهی، درخت ریشه دار و تنومند اندیشه اسلامی به رشد و ثمربخشی خود در جهان ادامه داده و انشاء الله تعالی ادامه خواهد داد.
  3. با وجود خواست تاریخی ملل مسلمان مبنی بر جاری و ساری شدن احکام و ارزش های مترقی اسلام در رگ های جامعه اسلامی، به دلایل گوناگون بخش عمده ای از تاریخ اسلام با فقدان دولت های اسلامیِ صالح سپری شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که نه تنها نیازهای فکری جامعه اسلامی عمدتاً به سمت امور فردی سوق می بابد، بلکه همین تولیدات علمی اندک در عرصه های اجتماعی نیز به دلیل نبود میدان های لازم برای تحقق عملی، به مرحله بُروز و ظهور، و استحکام و پختگی نمی رسد. با این وصف، روشن است که بخش قابل توجهی از تعالیم مهم اسلامی که مختص حوزه های اجتماعی است در انزوا مانده و قابلیت های بی بدیل اسلام ناب برای اداره قدرتمندانه جامعه در جهت رساندن انسان ها به سعادت حقیقی از نظرها مخفی می ماند. البته باید توجه نمود که ظهور بخش کمی از این قابلیت ها به طور طبیعی، خود به افزایش امید و انگیزه در میان مسلمانان به منظورخلق حماسه های تحول زا و استقرار دولت اسلامی منجر خواهد شد چیزی که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران، و گسترش نظریه پردازی در عرصه های اجتماعیِ اسلام به ویژه از سوی حوزه های علمیه، اتفاق افتاد.
  4. در کنار جریان استبداد، انحراف و تحجر که همواره مانعی مهم در جهت رشد اندیشه دینی و ساری نمودن آن در جامعه اسلامی بوده اند، گسترش تمدن مادی غرب طی قرون گذشته، و تلاش همه جانبه آن برای سلطه بر دیگر ملل جهان من جمله ملت های مسلمان، سدی بزرگ در برابر توسعه ی فکر اسلامی به شمار رفته است. سدی که چهره نرم و فرهنگی آن را باید بیش از چهره سخت آن مهم شمرد. در حقیقت، با هجمه نرم فرهنگ و اندیشه غربی به ملت ها، آنچه بُروز یافت، جریانی بود که در پشت نقاب آزادی و روشنفکری، تقلید همه جانبه از غرب را به مثابه امری نجات بخش و اجتناب ناپذیر برای سایر ملل معرفی می کرد؛ تقلیدی که می توانست نه تنها دارایی های فکری و فرهنگی یک ملت را به کلی نابود کند، بلکه زمینه به زنجیر کشیدن ملت ها را در عرصه های سیاسی و اقتصادی فراهم نماید. در چنین وضعی، طبیعی بود که بسیاری از علماء و دانشمندان مسلمان، ضمن رصد هوشمندانه نفوذ اندیشه غربی و سونامی شبهات فکری- دینی علیه اسلام، تمام تلاش خود را مصروف ارائه تصویری دقیق و حقیقی از اسلام و پاسخگویی به نیازهای تازه ملل مسلمان، خصوصاً در مواجهه با آثار فناوری های جدید در زندگی فردی و اجتماعی آن نمایند. تلاشی که به ویژه طی یک قرن اخیر ابعاد تازه ای به خود گرفته و نقاط عطف مهمی را در تاریخ فکر اسلامی بوجود آورد.
  5. از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سی و چهار سال قبل، می توان به سکته مغزی غرب تعبیر کرد. در واقع، شکست قدرتمندترین عامل نظام سلطه در منطقه یعنی رژیم خودکامه و سرسپرده پهلوی، و به روی کار آمدن یک نظام اسلامیِ مردمی، مستقل، پویا و بانشاط، درست آن چیزی بود که تصور می شد با رشد فزایندۀ غربگرایی، زمینه رویش آن برای همیشه در ایران و جهان اسلام از بین رفته است. ظهور انقلاب اسلامی آن هم به رهبری یک مرجع عالی قدر دینی، این پیام را برای غرب داشت که غربی شدن جهان، یک فرجام محتوم نیست و از این پس، اسلام ناب باید مهم ترین رقیب جریان غرب در جهان محسوب شود که به طور بالقوه از قدرت منحصربفردی برای ایجاد یک تمدن نو و پیشرفته در جهان و به حاشیه راندن تمدن مادی غرب برخوردار است. با پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران، علاوه بر تشدید انگیزه علماء و دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی برای تولید خودجوش فکری، نظام اسلامی نیز در حد وسع خود زمینه های مساعدی را برای کار در این عرصه چه در حوزه های علمیه و چه در دانشگاه ها فراهم نمود. البته باید توجه داشت، که استقرار یک نظام اسلامی در ایران که هدف اصلی آن به جریان انداختن فرهنگ و اندیشه اسلامی در ابعاد گوناگون زندگی مردم می باشد، به طور طبیعی نیازهای فراوان و متراکمی را از جهات علمی متوجه حوزه و دانشگاه نموده است؛ نیازها و انتظاراتی که نظیر آن در تاریخ اسلام پیدا نمی شود. در طول سی و چهار سال گذشته، حجم تولیدات علمی در حوزه و دانشگاه به خصوص به منظور پاسخگویی به نیازهای نوظهور به طور جهشی سیر صعودی داشته است چنانکه از نظر بسیاری از کارشناسان، میزان تولیدات علمی در این مقطع تاریخی را باید با حداقل نیمی از حجم تولیدات علمی در طول تاریخ اسلام مقایسه نمود. البته روشن است که علی رغم این واقعیت، هنوز بخش مهمی از انتظارات علمی پاسخ داده نشده و فاصله وضع فعلی با نقطه مطلوب چشم گیر است اما این موضوع نباید به نادیده انگاشتن آثار بی نظیر انقلاب اسلامی در عرصه تولید فکر، و یا قدرناشناسی نسبت به زحمات علماء و دانشوران حوزه و دانشگاه منجر گردد.
  6. در کنار نیاز مبرم نظام اسلامی ایران به محصولات فکری، امروز جریان رو به رشد بیداری اسلامی نیز که به ظهور انقلاب های اسلامی جدید در منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه منجر شده و یا انشاء الله در آینده نزدیک منجر خواهد شد، به جد به نتایج علمی دانشمندان جهان اسلام چشم دوخته است. در حقیقت، تأسیس نظامات اسلامی با الهام از نظام اسلامی ایران در سایر کشورها، نیازمند ارائه انواع نظریه ها و الگوهای علمی کارآمد و پخته شده از سوی مجامع علمی جهان اسلام است و قطعاً این مهم می تواند علاوه بر اینکه از انحراف نظام های سیاسی از خط اسلام اصیل و یا به سرقت رفتن انقلاب های نوپیدا به دست روشنفکران غربزده جلوگیری نماید، امید ملت های مسلمان در راه اندازی نظام های اسلامیِ صالح را نیز تقویت نماید. علاوه بر این، در سال های اخیر، خوشبختانه شاهد رونق گفتمان تمدن نوین اسلامی در جهان اسلام هستیم. نمی توان انکار کرد که یکی از مهم ترین آرزوهای ملل اسلامی، احیاء تمدن شکوهمند اسلامی در عصر حاضر متناسب با شرایط زمانه است و در سال های گذشته، حرکت به سمت تحقق این آرزوی قدیمی، سرعت محسوسی گرفته است. در این میان، نکته قابل توجه، اهمیت فوق العاده علوم انسانیِ اسلامی و نقش کلیدی آن در احیای تمدن اسلامی است. باید توجه داشت که بدون برخورداری از یک علوم انسانیِ مستقل و کارآمد امکان مدیریت درست جهان اسلام به منظور برداشتن قدم های اساسی در جهت نیل به تمدن نوین اسلامی میسر نیست و لذا امروز تلاش در جهت بسط و عمق بخشی به علوم انسانیِ اسلامی، تلاشی موثر در جهت فراهم سازی مقدمات ضروری ظهور تمدن نوین اسلامی است.
  7. بنا بر آنچه گذشت، جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی امروز از هدف بسیار مهمی برخوردار است. این جایزه بستر مساعدی را برای ترغیب پژوهشگران به کار مضاعف و درجه یک علمی فراهم می سازد و با کمک به رشد نظریه پردازی و نوآوری علمی در عرصه علوم انسانیِ اسلامی، قله های علمی در هر رشته را نیز معرفی می کند؛  اقدامی که امکان دست یابی به قلل رفیع تر، و مهم تر آن، بهره گیری موثر از دستاوردهای علمی دانشمندان جهان اسلام را به ویژه در صحنه عمل فراهم می کند. این جایزه که با همفکری بیش از سی دانشگاه و مرکز تحقیقاتی برجسته ایرانی و غیرایرانی تاسیس شده است، بیش از آنکه ارزش مادی خود را به رخ بکشد، به دنبال معرفی اعتبار و وجاهت علمی خویش در مجامع علمی دنیای اسلام است. تعیین دهها شاخص دقیق برای ارزیابی آثار علمی در هر رشته و پیش بینی فرایند چند مرحله ای بررسی آثار تحقیقاتی نظریه پردازان بزرگ، آن هم با کمک صدها تن از صاحب نظران مطرح حوزه و دانشگاه، این جایزه را از جمیع جوایز علمی موجود در عرصه علوم انسانی متمایز ساخته است.
  8. برای سال ۱۳۹۲ نخستین جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی اعطاء می شود. میل قلبی کمیته اعطاء جایزه این است که قبل از هر چیز، از یک عمر تلاش علمی موثر و خستگی ناپذیر دو تن از چهره های علمی برجسته جهان اسلام که به حق سهم تعیین کننده ای در مهندسی و تعمیق اندیشه اسلامی دارند تقدیر و تشکر نماید. این دو بزرگوار حضرت آیت الله استاد علامه عبدالله جوادی آملی و حضرت آیت الله استاد علامه محمد تقی مصباح یزدی ( دامت برکاتهما ) هستند که با اعتراف به ناتوانی خود در به جا آوردن شکر الهی نسبت به وجود پر خیر و برکت آنان و همچنین عرض سپاس به محضر خودشان به خاطر خدمات عظیمی که به اندیشه اسلامی داشته اند، واجب می دانیم مراتب قدرداتی را نسبت به این دو استاد ارجمند اعلام داریم و از خداوند متعال سلامتی و طول عمرشان را مسألت نماییم.
  9. همانطور که اشاره شد، برای اعطاء اولین جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی بررسی های مفصلی صورت گرفته است. در نهایت بر اساس این بررسی ها، کمیته اعطاء جایزه تصویب نمود که جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی به سه تن از نظریه پردازان بزرگ ایران و جهان اسلام اختصاص یابد :

یکم. جناب آیت الله آقای علیرضا اعرافی به خاطر تلاش علمی طولانی و پرثمر در عرصه تعلیم و تربیت اسلامی و ارائه نظریه جامع در این زمینه در ابعاد گوناگون.

دوم. پروفسور مسعود العالم چودری به خاطر تألیف دهها اثر مهم و پر مراجعه در موضوع اقتصاد اسلامی و همچنین روش شناسی علوم انسانیِ اسلامی و ارائه نظریات مطرح در این دو عرصه.

سوم. جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای سید عباس موسویان به خاطر تلاش گسترده در جهت بسط و عمق بخشی به بانکداری اسلامی و تحقق عملی آن در نظام بانکی و ارائه چندین نظریه مهم در این عرصه.

در پایان ضمن تشکر از همه اساتید بزرگواری که در مراحل گوناگون ارزیابی ها یاور کمیته اعطاء جایزه بودند، و همچنین دستگاه هایی که از اعطای جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی حمایت کردند، من جمله مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا و شهرداری تهران، از خداوند متعال مزید توفیقات این سه دانشمند عزیز را در جهت گسترش اندیشه ناب اسلامی مسألت داریم.

کمیته اعطاء جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی

بیست و هشتم آبان ماه سال ۱۳۹۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *